|
أَيُّهَا النَّاسُ، إنَّهُ مَنِ اسْتَنْصَحَ اللهَ وُفِّقَ، وَمَنِ اتَّخَذَ قَوْلَهُ دَلِيلاً هُدِيَ (لِلَّتِي هِيَ أَقْوَمُ); فَإنَّ جَارَ اللهِ آمِنٌ، وَعَدُوَّهُ خَائِفٌ;... امام على عليه السلام در بخشى از خطبه (147) به بيان پندهاى حكيمانه پرداخته و مى فرمايد:«اى مردم آن كس كه از خداوند نصيحت بپذيرد، (و اطاعت فرمانش كند) موفّق مى شود و آن كس كه سخن او را دليل و راهنماى خويش قرار دهد، به استوارترين و مستقيم ترين راه هدايت مى گردد»آرى اين نخستين گام براى هدايت به سوى حق و راه مستقيم است.و به دنبال آن به ذكر دليل پرداخته مى فرمايد: «زيرا كسى كه به خدا پناه آورد در امان است و دشمن خدا همواره خائف و ترسان است».در گام بعد، براى اين كه مردم به نصايح الهى گوش فرا دهند و باد كبر و غرور از سر بيرون كنند و تسليم فرمانش باشند، مى افزايد: «و آن كس كه عظمت خدا را شناخته سزاوار نيست خودرا بزرگ شمرد، زيرا بزرگى كسانى كه از عظمت خدا آگاهند، در اين است كه در برابر او متواضع باشند، و سلامت آنان كه از قدرت (بى انتهاى) او با خبرند اين است كه در برابرش تسليم گردند!»اشاره به اين كه: آنها كه باد غرور و تكبر در سر دارند از عظمت خدا غافلند و آنها كه به قدرت خويش مى نازند از قدرت خدا آگاه نيستند، آن كس كه عظمت و قدرت خدا را بداند مى فهمد كه ما در برابر او هيچ هستيم، با اين حال، كبر و غرور و قدرت نمايى مفهومى ندارد.سپس در يك نتيجه گيرى مى فرمايد: «حال كه چنين است از حق فرار نكنيد آن گونه كه شخص سالم از مبتلا به بيمارى جرب فرار مى كند وشخص تندرست از مريض گريزان است».اشاره به اين كه: سلامت و سعادتِ شما در پيروى حق است و گرايش به باطل، نوعى بيمارى و ناتندرستى، ولى مع الاسف! گروهى گمراه، چنان از حق مى گريزند كه گويى از فرد مبتلا به بيمارى سرايت كننده فرار مى كنند.سپس امام 7 در گام ديگرى براى هدايت مخاطبان به سوى حق و دورساختن از باطل راه روشنى را پيشنهاد مى كند و مى فرمايد «بدانيد شما هرگز راه حق را نخواهيد شناخت مگر آن كه ترك كنندگان آن را بشناسيد، و هرگز به پيمان قرآن وفادار نخواهيد بود مگر اين كه از كسى كه آن پيمان را شكسته است آگاه شويد، و هرگز به قرآن تمسّك نخواهيد جست مگر اين كه به كسانى كه آن را دور افكنده اند، پى ببريد»اين در واقع يكى از از طرق شناخت حق و باطل است و مشمول قاعده معروف «تُعْرَفُ الاَْشْيَاءُ بِاضْدَادِها; هر چيزى را با ضد آن مى توان شناخت»، مى باشد. تا انسان بيمار نباشد، معنى سلامتى را نمى فهمد و تا تاريكى را نبيند مفهوم روشنايى را تشخيص نمى دهد.(1) ادامه مطلب
+ نوشته شده در پنجشنبه بیست و پنجم تیر 1388ساعت 12:46  توسط سید
|
إِنَّ أَفْضَلَ مَا تَوَسَّلَ بِهِ الْمُتَوَسِّلُونَ إِلَى اللهِ سُبْحَانَهُ وَ تَعَالَى، الإِيمَانُ بِهِ وَبِرَسُولِهِ، وَالْجِهادُ فِي سَبِيلِهِ... امام على عليه السلام در رابطه با بهترين وسيله هاى ارتباط با خدا در بخشى از خطبه يكصد و دهم نهج البلاغه مى فرمايد:برترين وسيله اى كه متوسّلان به خدا، به آن توسّل مى جويند ايمان به خدا و پيامبر(صلى الله عليه وآله) اوست و جهاد در راه خدا كه قلّه رفيع اسلام است و كلمه اخلاص (و شهادت به يگانگى خدا) كه هماهنگ با فطرت انسانى است، و برپا داشتن نماز كه حقيقت دين و آيين است، و اداى زكات كه فريضه اى واجب است، و روزه ماه رمضان كه سپرى در برابر عذاب الهى است، و حج و عمره خانه خدا كه نابود كننده فقر و شستشو دهنده گناه است و صله رحم كه سبب فزونى مال و طول عمر، و صدقه پنهانى كه كفّاره گناهان است و صدقه آشكار كه از مرگ هاى بد پيشگيرى مى كند و خدمت به خلق كه از لغزش ها و شكست هاى خفّت بار جلوگيرى مى كند.(1)
+ نوشته شده در پنجشنبه بیست و پنجم تیر 1388ساعت 12:40  توسط سید
|
بدون شك عامل سازنده شخصيت انسان ـ بعد از اراده، خواست و تصميم او ـ امور مختلفى است كه از اهم آنها همنشين، دوست و معاشر است; چرا كه انسان خواه و ناخواه، تأثيرپذير است، و بخش مهمى، از افكار و صفات اخلاقى خود را از طريق دوستانش مى گيرد، اين حقيقت، هم از نظر علمى و هم از طريق تجربه و مشاهدات حسى به ثبوت رسيده است.
اين تأثيرپذيرى، از نظر منطق اسلام تا آن حدّ است كه در روايات اسلامى از پيامبر خدا حضرت سليمان(عليه السلام)چنين نقل شده: لاتَحْكُمُوا عَلَى رَجُل بِشَيْء حَتَّى تَنْظُرُوا إِلَى مَنْ يُصَاحِبُ، فَإِنَّمَا يُعْرَفُ الرَّجُلُ بِأَشْكَالِهِ وَ أَقْرَانِهِ وَ يُنْسَبُ إِلَى أَصْحَابِهِ وَ أَخْدَانِهِ: «درباره كسى قضاوت نكنيد، تا به دوستانش نظر بيفكنيد; چرا كه انسان به وسيله دوستان، ياران و رفقايش شناخته مى شود». امام اميرالمؤمنين على بن ابيطالب(عليه السلام) در گفتار گوياى خود، مى فرمايد: فَمَنِ اشْتَبَهَ عَلَيْكُمْ أَمْرُهُ وَ لَمْ تَعْرِفُوا دِينَهُ، فَانْظُرُوا إِلَى خُلَطائِهِ، فَإِنْ كَانُوا أَهْلَ دِينِ اللَّهِ فَهُوَ عَلى دِينِ اللَّهِ، وَ إِنْ كانُوا عَلى غَيْرِ دِينِ اللَّهِ فَلا حَظَّ لَهُ مِنْ دِينِ اللَّهِ: «هر گاه وضع كسى بر شما مشتبه شد، و دين او را نشناختيد، به دوستانش نظر كنيد، اگر اهل دين و آئين خدا باشند، او نيز پيرو آئين خدا است، و اگر بر آئين خدا نباشند، او نيز بهره اى از آئين حق ندارد». به راستى، گاه، نقش دوست در خوشبختى و بدبختى يك انسان، از هر عاملى مهمتر است، گاه او را تا سر حدّ فنا و نيستى پيش مى برد، و گاه او را به اوج افتخار مى رساند. آيات 27ـ29 سوره «فرقان»، به خوبى نشان مى دهد انسان چگونه ممكن است تا مرز سعادت پيش برود، اما يك وسوسه شيطانى از ناحيه يك دوست بد، او را به قهقرا بازگرداند، و سرنوشتى مرگبار براى او فراهم سازد كه از حسرت آن، روز قيامت هر دو دست را به دندان بگزد، و فرياد «يا وَيْلَتى» از او بلند شود. در حديثى از نهمين پيشواى بزرگ اسلام امام محمّد تقى الجواد(عليه السلام)مى خوانيم: إِيَّاكَ وَ مُصَاحَبَةَ الشَّرِيرِ فَإِنَّهُ كَالسَّيْفِ الْمَسْلُولِ يَحْسُنُ مَنْظَرُهُ وَ يَقْبَحُ أَثَرُهُ: «از همنشينى بدان بپرهيز كه همچون شمشير برهنه اند، ظاهرش زيبا و اثرش بسيار زشت است»!. پيامبر گرامى اسلام(صلى الله عليه وآله) فرمود: أَرْبَعٌ يُمِتْنَ الْقَلْبَ: الذَّنْبُ عَلَى الذَّنْبِ... وَ مُجالَسَةُ الْمَوْتَى، فَقِيلَ لَهُ يا رَسُولَ اللَّهِ وَ مَا الْمَوْتى؟ قالَ: كُلُّ غَنِيّ مُتْرِف: «چهار چيز است كه قلب انسان را مى ميراند: تكرار گناه ـ تا آنجا كه فرمود: ـ و همنشينى با مردگان، كسى پرسيد: اى رسول خدا مردگان كيانند؟! فرمود: ثروتمندانى كه مست ثروت اند».(1)
1- تفسیر نمونه، جلد 15، صفحه 88.
+ نوشته شده در سه شنبه بیست و سوم تیر 1388ساعت 17:37  توسط سید
|
در کتابهای عقاید می خوانیم که یکی از صفات خداوند بصیر و سمیع بودن اوست اکنون این سؤال پیش می آید که چگونه می توان خدا را با این دو صفت توصیف نمود در صورتی که حقیقت بینایی جز این نیست که تصویر اشیاء از راه مردمک و عدسی چشم روی پرده "شبکیه" منعکس گردد و اعصاب بینایی آن را به مغز مخابره کند و همچنین واقعین شنوایی این است که امواج صوتی به گوش که دارای پرده و استخوانها و اعصاب مخصوصی است برسد و از آنجا به مغز مخابره گردد در این صورت چگونه می توان خدا را با این دو صفت توصیف کرد در صورتی که او پیراسته از این موضوعات است؟
ادامه مطلب
+ نوشته شده در سه شنبه بیست و سوم تیر 1388ساعت 17:28  توسط سید
|
بارزترين نشانه يك موجود زنده، نموّ و رشد است، هر زمان «نمو» متوقّف شود زمان مرگ نزديك شده است، و هنگامى كه موجود زنده در سراشيبى انحطاط قرار گيرد مرگ تدريجى او آغاز گشته، و اين قانون بر زندگى مادى و معنوى يك انسان و حتّى يك جامعه حاكم است (دقّت كنيد).
با استفاده از اين نكته بايد گفت: اگر هر روز گامى به جلو نگذاريم، و از نظر ايمان و تقوا و اخلاق و ادب و پاكى و درستكارى، رشد و تكاملى پيدا نكنيم، و هر سال دريغ از پارسال بگوئيم، گرفتار خسارتى عظيم شده ايم و راه را گم كرده و به بيراهه افتاده ايم، و بايد جداً احساس خطر كنيم. پيشواى بزرگ ما امير مؤمنان(ع) زيباترين سخن را در اين زمينه بيان كرده، و در روايت معروفش مى فرمايد: «مَنْ استوى يَوْماهُ فَهُوَ مَغْبُونٌ» «وَ مَنْ كانَ فِى نَقْص فَالْمَوْتُ خَيْرٌ لَهُ; هر كس دو روز عمرش يكسان باشد گرفتار غبن شده (چراكه سرمايه عمر را از كف داده و تجارتى ننموده، و جز حسرت و اندوه متاعى نخريده است!)(1) و آن كس كه در سراشيبى نقصان است، مرگ براى او بهتر است (چراكه لااقل سير تدريجى نقصان را متوقف مى سازد! و اين نعمت بزرگى است!)(2) اگر عارفان باللّه و سالكان طريق الى اللّه براى هر روزِ سالك، «مشارطه» را در صبحگاهان، و «مراقبه» را در تمام طول روز، و «محاسبه» و سپس «معاقبه» را شامگاهان، لازم مى شمرند به خاطر همين است كه رهروان راه حق غافلگير نشوند و اگر عيب و نقصى در كار آنها افتاده است، به جبران برخيزند و از اين طريق هر روز افق تازه اى از انوار الهيّه را به روى خود بگشايند و همچون بهشتيان، صبح و شام شاهد موهبت جديدى باشند (وَ لَهُمْ رِزْقُهُمْ فيها بُكْرَةً وَ عَشيّاً)(3) بنابراين اى عزيز! از حال خود غافل مباش تا در تجارت بزرگ زندگى كه سرمايه نفيس عمر با ارزش هاى والا مبادله مى شود و هر انسانى مى تواند سود كلان ببرد به مصداق «إنَّ الانسان لفى خسر»(4) گرفتار خسران نشوى. از محاسبه حال خود بى خبر نباش، و هر ماه و هر روز به حساب خود رسيدگى كن، پيش از آن كه حساب تو را برسند!
+ نوشته شده در سه شنبه بیست و سوم تیر 1388ساعت 12:34  توسط سید
|
|